هنر نه گفتن

هنر نه گفتن

افراد معمولاً برای مقابله با این موضوع، دو راهکار دارند: یا مستقیم و به‌صورت خشک می‌گویند «نه»، یا به حالت خجالتی می‌گویند «خبرتون می‌کنیم» و دیگر خبری از آن‌ها نمی‌شود و حتی گوشی را خاموش می‌کنند!

در هر دو حالت، طرف مقابل ناراحت می‌شود. ضمن این‌که راهکار دوم خارج از ادب و تعهد است؛ چون ممکن است طرف مقابل منتظر پاسخ شما بماند و نداند که قرار است چه تصمیمی بگیرید.

برای شما هم پیش آمده وقتی کسی از شما درخواستی دارد و شما می‌خواهید بگویید «نه»، احساس بدی هم به شما و هم به طرف مقابل دست بدهد؟

می‌خواهم به شما توضیح بدهم از مرحله اول، چه معیاری برای تصمیم‌گیری درباره یک درخواست داشته باشید تا به فرایندی برسیم که قانون نیست، ولی خیلی کمک می‌کند ناراحتیِ «نه شنیدن» و «نه گفتن» را برای هر دو طرف کمتر کند.

این فرایند ۴ جزء دارد:

۱. تصمیم‌گیری
۲. همراهی
۳. گفتن دلیل
۴. راهکار

گرفتن تصمیم

هر آدمی می‌تواند از شما درخواستی داشته باشد و شما باید برای پاسخ دادن، دو عامل مهم را مثل یک ترازو بسنجید: یک سمت، جایگاه و ارزش فرد و سمت دیگر، درخواست، تعهد شما و توانایی انجام کار.

ملاک ارزش هر فرد

ملاک ارزش هر فرد برای شما باید طوری باشد که اگر طرف مقابل به تعهدش عمل نکرد، ناراحت نشوید. یعنی اگر کسی از شما پول درخواست کرد و ارزش آن طرف آن‌قدر برای شما زیاد بود که پول را به او بدهید، باید این‌طور باشد که اگر نتوانست پس بدهد، ناراحت نشوید.

اگر ناراحت می‌شوید، باید به‌صورت کاملاً قاطعانه و دوستانه قرارداد ببندید و شرایط را طی کنید.

دوستی از من پول می‌خواست. برای من جایگاه بالایی داشت. من در شرایط خاص، پولم را سر ماه نیاز داشتم و گفتم: من می‌تونم بهت بدم، ولی لطفاً برای من چک بیار. تا این تاریخ نیازش دارم و چک هم خرج می‌کنم.

فکرم درگیر نمی‌شود، چون مقداری پولی که درخواست کرد، برای من در آن زمان اهمیت داشت و اگر پس نمی‌داد، ذهنم درگیر می‌شد و ناراحت می‌شدم…

پس اگر ارزش شخص بیشتر از درخواست بود، دو حالت دارید: یا واقعاً اهمیت ندارد برایتان که پس بدهد، یا باید واضح و قاطع طی بشود که اهمیت دارد.

اما اگر شرایط شما نبود، به هر دلیلی ترازو سنگینی می‌کرد و درخواست بزرگی بود و می‌خواهیم «نه» بگوییم، می‌رویم وارد مرحله بعد.

همراهی

همراهی یعنی این‌که دلیل درخواستش هر چیزی که هست، یک تحسین درست از او بکنیم؛ به خاطر این‌که طرف مقابل متوجه بشود ارزش کارش برای ما کم نیست و برداشت اشتباهی نکند.

گاهی افراد ممکنه سوء برداشت از صحبت های ما داشته باشند و تصور کنند ما به دلیل این که دوست نداریم موفق بشوند و ازین دست فکر ها  برای خود میسازند ما با کمی همرای صادقانه نشون میدیم که واقعا مهم برامون و دوست داریم کاری که میخواد رو انجام بده .

مثلاً اگر ماشین می‌خواهد برای ازدواج، تبریک می‌گوییم و خوشحال می‌شویم برایش. یا اگر پول می‌خواهد برای راه‌اندازی کار، می‌گوییم: «چه‌قدر عالی که داری این کار رو انجام می‌دی» و…  فقط هواسمان باشد که یک همراهی واقعی و صادقانه  باشد .

گفتن دلیل

ما این حق را داریم که دلیل نگوییم. «نه» گفتن حق ماست، ولی اگر یک دلیل راست و درست بیاوریم، خیلی نرم‌تر و قانع‌کننده‌تر پذیرفته می‌شود.

نکته‌ای که هست، به هیچ عنوان دروغ نباید بگوییم، چون ما از آن خانواده‌هاش نیستیم و اعتبارمان برایمان خیلی مهم است.

یک واقعیت، یک راستِ درست؛ مثلاً: «پول دارم، ولی در حال حاضر جایی درگیر هست و نمی‌تونم در اختیارت بذارم.» یا: «ماشینم هست، ولی نیازش دارم و شرایطش رو ندارم.

حواسمان باشد نگوییم «ماشین خرابه!!!» مگر واقعاً خراب باشد و…

راهکار

مرحله آخر، تیر خلاص برای خنک کردن شرایط است. با توجه به درخواست طرف مقابل، یک راهکار احتمالی که تا حدی شدنی باشد را ارائه می‌کنیم.

حتی ممکن است ارزش طرف مقابل آن‌قدر برای ما بالا باشد که ضامنش بشویم. این مرحله هم به نسبت ارزش طرف مقابل است. و اگر نه، یک پیشنهاد معمولی می‌دهیم.

مثلاً ماشین را نمی‌توانیم بدهیم، می‌گوییم: «فلانی هم بپرس، شاید شرایطش رو داشته باشه.» یا اگر پول می‌خواهد، شاید بتوانی از تارا یا اسنپ‌پی قسطی بگیری و…

دوستان، این فرایند قانون نیست و روش‌های دیگری هم وجود دارد. من توصیه می‌کنم شروع کنید و کمی تمرین کنید، چون حتماً اوایل کار یادتان می‌رود فرایند چه بود. این یک مهارت است و نیاز دارد کمی اجرا کنید تا برایتان نهادینه بشود.

پیروز و موفق باشید.

این تکنیک را از آقا پیام بهرام‌پور، یاد گرفتم. ممنونم ازش.

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x