چه عواملی یک سخنرانی را خسته‌کننده می‌کنند؟

1. نداشتن هدف مشخص

شاید ساده به نظر برسد، اما خیلی وقت‌ها هدف سخنرانی را به‌روشنی بیان نمی‌کنیم. در فصل های بعدی راجب به  انتخواب بهتر موضوع و هدفتان صحبت کردیم .

    بدون هدف سخنرانی شما مثل رانندگی بدون مقصد میماند …..

۲. نشناختن مخاطبان

وقتی موضوع ارائه با افرادی که در حال گوش دادن هستند هم‌خوانی نداشته باشد، قطعاً باعث کلافگی آن‌ها خواهد شد. خیلی مهم است که قبل از صحبت کردن درباره یک موضوع، مشخص کنیم که چرا این موضوع برای مخاطبان اهمیت دارد و آیا واقعاً به درد آن‌ها می‌خورد یا نه.

سوگند که به‌تازگی سرپرست بخش فروش شرکتی شده بود، می‌گفت:

امروز ارائه‌ای برای کارکنان شرکت داشتم تا گزارش کار و پیشنهادهایم را ارائه کنم. تصورم این بود که فقط اعضای بخش خودمان در جلسه حضور خواهند داشت، بنابراین مطالبی که آماده کرده بودم، برای افراد سایر بخش‌ها مناسب نبود. جلسه که شروع شد، مدیران سه بخش دیگر شرکت هم حضور داشتند و خیلی زود متوجه شدند این جلسه کاربردی برایشان ندارد. آن‌ها کلافه و معترض شدند و حق هم داشتند؛ چون وقتشان گرفته شده بود.

تجربه دردناکی بود، اما یاد گرفتم که اگر قرار است ارائه‌ای داشته باشم، حتماً باید برسی لازم افرادی که حضور دارند و  شناخت کاملی از مخاطبان جلسه داشته باشم.

وقتی ندانید مخاطب شما چه دغدغه ای دارد بهترین حرف هایتان هم برای آنها بی ارزش خواهد شد.

۳. شکنجه با پاورپوینت

هنوز هم می‌بینیم که بسیاری از استادان دانشگاه، از پاورپوینت‌هایی استفاده می‌کنند که پر از متن و اطلاعات هستند و همه را خسته می‌کنند.

استفاده اصولی از پاورپوینت یعنی اینکه هر اسلاید را مانند یک بیلبورد شهری در نظر بگیریم؛ چیزی که افراد فقط چند لحظه فرصت دیدن آن را دارند.

یک بیلبورد شلوغ را تصور کنید؛ آیا راننده‌ها اصلاً به آن توجه می‌کنند؟ قطعاً نه. پاورپوینت هم همین‌طور است. وقتی اسلایدها پر از متن باشند، دیگر کسی به حرف‌های ما گوش نمی‌دهد؛ چون مخاطب مشغول خواندن متن‌های روی اسلاید است و به‌مرور خسته و کلافه می‌شود.

به جای اسلاید های شلوغ ، به طوری استفاده کنید که انگار هر اسلاید یک بیلبورد در خیابان هست و فرصت کمی برای دیده شدن دارد .

استفاده از تصاویر ،  متن های کلیدی یکی از بهترین راهکار هاست . تا میتونید از تصویر استفاده کنید .

۴. سخنرانی با صدای یکنواخت

هیچ‌چیز بدتر از صحبت کردن با لحن، تن صدا و حجم صدای یکنواخت نیست. این اشتباه، قطعاً حضار را به خواب خواهد کرد.

همیشه در صحبت های طولانی ، خودم از صدای خودم خسته میشدم ، یک صدای تقریبا زنگی بلند وقتی هیجان زده میشدم ، بلندی ویکنواختی بیشتری هم داشت ، الان با همان هیجان صحبت میکنم و با کمی تغییر در بلندی و آروم صدا از خسته گی مخاطب کم میکنم و خیلی حس بهتری  و در چهره مخاطب هم رضایت  بیشتری رو حس میکنم .   

۵. نداشتن آمادگی

در تمام کتاب‌هایی که خوانده‌ام و دوره‌هایی که شرکت کرده‌ام، همیشه بر آماده‌سازی تأکید شده است. جمله معروفی وجود دارد که می‌گوید: «آماده نشدن، یعنی آماده شدن برای شکست. هر 1 ساعت سخنرانی نیاز به حودود 10 ساعت آمادگی دارد ، البته ، متناسب با موضوع ممکنه این زمان بیشتر یا کم تر باشد .

۶. نداشتن ساختار

تصور کنید بهترین غذا را برای مهمانتان آماده کرده‌اید، اما هنگام سرو، آن را به صورت مهمان پرتاب کنید! چه اتفاقی می‌افتد؟

دسته‌بندی نکردن اطلاعات و نداشتن ساختار، دقیقاً همین است. به‌جای اینکه مطالب را یک‌باره به سمت مخاطب پرتاب کنیم، باید آن‌ها را به‌درستی دسته‌بندی و سازمان‌دهی کنیم.

اگر بتوانیم مطالب خوبی را از منابع مختلف جمع‌آوری و به‌خوبی دسته‌بندی کنیم، مخاطب قطعاً از ما قدردانی خواهد کرد.

۷. برقرار نکردن ارتباط با مخاطبان

یکی از بهترین راه‌های جلوگیری از خستگی مخاطبان، تعامل با آن‌هاست. چه کارهایی می‌توانیم انجام دهیم؟ سؤال بپرسیم، نظر مخاطبان را بخواهیم، فعالیت گروهی ایجاد کنیم، حق انتخاب بدهیم و ارتباطی دوستانه برقرار کنیم. همه این موارد می‌توانند بسیار کمک‌کننده باشند.

این دفعه که  در یک گفت و گو قرار دارید توجه کنید که چه میزان تمایل دارید نوبت شما برسد برای صحبت کردن ؟  مغز انسان همیشه منتظر نوبت خود برای صحبت هست ، حالا اگر قرار باشد یک طرفه یک سخنرانی رو اجرا کنید ، با قرار دادن تمرینات ، سوال پرسیدن ، و…. این تعادل میان صحبت رو میتوانید کنترل کنید ، وبرای بعضی افراد که نیاز دارن تعامل بیشتری داشته باشن رضایت بیشتری به همراه داشته باشید .

۸. ارائه شواهد و مدارک ضعیف

اگر ایده‌ها و ادعاهای خود را با شواهد و مدارک مناسب پشتیبانی نکنیم، اعتبارمان را از دست خواهیم داد. بسیار مهم است که به منابع و پژوهش‌ها به‌درستی ارجاع دهیم.

یکی از بخش‌های جذاب کتاب ایده عالی مستدام به موضوع «معتبر بودن» اختصاص دارد. نویسندگان با استفاده از داستان‌های واقعی نشان می‌دهند که چرا برخی پیام‌ها راحت‌تر پذیرفته می‌شوند. در ادامه، چند نمونه از این داستان‌ها را مرور می‌کنیم.

گرگ کونولی، مدیر بخش کنترل دخانیات در سازمان سلامت عمومی، زمانی با پام لافین آشنا شد که متوجه شد او داستانی دارد که می‌تواند بیش از هر آمار و هشداری بر مردم تأثیر بگذارد.

کونولی از تجربه کمپین‌های قبلی آموخته بود که هیچ چیز به اندازه یک داستان واقعی، مخاطب را متقاعد نمی‌کند.

مجموعه‌ای از آگهی‌های ۳۰ ثانیه‌ای ساخته شد که در میان برنامه‌های پربیننده تلویزیون پخش می‌شد. در این آگهی‌ها، مخاطبان زندگی واقعی پام را می‌دیدند؛ از برونکوسکوپی دردناک گرفته تا آثار جراحی و تغییرات ظاهری ناشی از بیماری. همچنین تصاویر دوران کودکی و جوانی او در کنار تصاویر سال‌های پایانی زندگی‌اش نشان می‌داد که بیماری چگونه زندگی او را دگرگون کرده است.

پام لافین در سال ۲۰۰۰، در ۳۱ سالگی، درگذشت. آنچه پیام او را باورپذیر می‌کرد، عنوان یا مدرک تحصیلی‌اش نبود؛ او تجربه‌ای را روایت می‌کرد که خودش آن را زندگی کرده بود.

تجربه شخصی و همراه کردن آن با داستان ها خیلی کمک میکند به اعتبار صحبت های شما . روش داستان گویی رو در فصل های بعدی به صورت کاملا حرفه ای و ساختار یافته توضیح دادیم .

۹. طولانی کردن سخنرانی

اگر سخنرانی ما بیش از حد انتظار طول بکشد، مخاطبان خسته و کلافه خواهند شد. بهتر است از قبل، زمان ارائه را کمی کمتر از زمان اختصاص‌یافته برنامه‌ریزی کنیم تا سخنرانی پیش از پایان زمان مقرر به اتمام برسد.

وزمانی که وقت به اتمام رسیده  جمع بندی بکنیم و تمام کنیم .

یکی از اشتباهات این است که با این که شما به تمام مطالب نرسیدید این را فقط شما میدانید و نباید بازگو کنید که خیلی از مطالب ماند یا مطالب مهمی را نگفتم و …..  این طور بنظر میرسد که تا اینجا مطلب مهمی را نگفته اید .  

۱۰. استفاده نامناسب از شوخی

قانونی وجود دارد که می‌گوید: هر وقت شک داشتی، شوخی نکن.

شوخی کردن و خنداندن مخاطبان می‌تواند تأثیر بسیار مثبتی داشته باشد و در صورت موفقیت، ارتباطی دوستانه ایجاد کند. اما اگر موفق نباشیم، تنها لبخندی مصنوعی بر لب‌ها نقش می‌بندد که نه‌تنها کمکی نمی‌کند، بلکه ادامه مسیر را هم دشوارتر خواهد کرد.

اگر قرار باشد هشت ساعت برای قطع کردن یک درخت وقت بذارم ، شش ساعتش را صرف تیز کردن تبر میکنم .))

آبراهام لینکن (Abraham Lincoln)

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x