گاهی یک فرصت فقط چند دقیقه طول میکشد؛ اما همان چند دقیقه میتواند مسیر زندگی ما را تغییر دهد.
حدود دو سال برای یادگیری و فعالیت در حوزه جلوههای ویژه سینمایی، در بخش کامپوزیت تلاش کرده بودم. در ۲۳ سالگی، به دلیل شرایطی که در شرکت به وجود آمد، همکاری من با آن مجموعه ادامه پیدا نکرد.
در شهر قزوین، تعداد شرکتهای فعال در این حوزه زیاد نبود. به همین دلیل به سراغ یکی از شرکتهای دیگر رفتم؛ اما بعد از سه ماه، به دلیل فشار کاری و شرایط مالی، تصمیم گرفتم مسیر دیگری را امتحان کنم.
در همان زمان، از یکی از دوستانم، آقای حسین کرمیان که از افراد باتجربه این حوزه بود، مشورت گرفتم. بهصورت اتفاقی، شرکتی که ایشان در آن فعالیت میکرد، به یک نیروی دورکار نیاز داشت و من معرفی شدم.
یک گفتوگوی کوتاه با مسئول شرکت داشتم و قرار شد چند روز بهصورت آزمایشی همکاری کنیم. نتیجه این همکاری برای من بسیار مهم بود؛ در ۱۴ روز به اندازه ۷ ماه قبل درآمد کسب کردم و دوباره انگیزه ادامه دادن پیدا کردم.
بعدها متوجه شدم آن گفتوگوی کوتاه، نمونهای از چیزی بود که به آن سخنرانی آسانسوری میگوییم؛ یعنی توانایی معرفی خود و ایجاد یک فرصت در زمان کوتاه.

سخنارنی آسانسوری یعنی :
سخنرانی آسانسوری یعنی بتوانیم در مدت زمانی کوتاه، خودمان، کاری که انجام میدهیم و ارزشی که میتوانیم ایجاد کنیم را به شکلی ساده و جذاب معرفی کنیم.
فرض کنید داخل آسانسور با فردی روبهرو میشوید که مدتهاست دوست دارید با او آشنا شوید. فقط چند لحظه فرصت دارید تا قبل از اینکه آسانسور به مقصد برسد، سر صحبت را باز کنید و خودتان را معرفی کنید.
در چنین موقعیتی، مهم نیست چقدر دربارهی خودتان اطلاعات دارید؛ مهم این است که بتوانید در همین زمان کوتاه، مهمترین بخشهای صحبتتان را درست انتخاب و بیان کنید.
سخنرانی آسانسوری به ما کمک میکند بدانیم چه بگوییم، چطور بگوییم و چگونه در مدت کوتاهی تصویری درست و ماندگار از خودمان در ذهن طرف مقابل ایجاد کنیم.
البته سخنرانی آسانسوری فقط برای داخل آسانسور نیست. در هر جایی که فرصت کوتاهی برای معرفی خودمان داریم، میتوانیم از این مهارت استفاده کنیم؛ از یک جلسهی کاری و یک رویداد گرفته تا یک مهمانی یا یک گفتوگوی ساده.
هدف این نیست که در چند ثانیه تمام داستان زندگیمان را تعریف کنیم؛ هدف این است که به اندازهای درست و تأثیرگذار صحبت کنیم که طرف مقابل بخواهد گفتوگو را ادامه دهد و ارتباط شکل بگیرد
چرا مهارت سخنرانی آسانسوری مهم است؟
در زندگی، فرصتهای زیادی برای آشنایی با آدمهای جدید پیش روی ما قرار میگیرد؛ یک جلسه کاری، یک مهمانی، یک همایش، یک سفر یا حتی یک گفتوگوی کوتاه با کسی که شاید فقط چند دقیقه در کنار او باشیم.
اما در همین چند دقیقه، ممکن است اتفاق مهمی برای ما رقم بخورد.
شاید فردی که برای اولین بار با او صحبت میکنیم، بتواند ما را به یک فرصت شغلی، یک همکاری ارزشمند یا حتی یک ارتباط مهم در زندگیمان برساند. مسئله اینجاست که چطور در مدت زمان کوتاهی خودمان را معرفی کنیم؛ طوری که طرف مقابل به ما توجه کند، ویژگیهای ما را ببیند و مهمتر از همه، ما را به خاطر بسپارد.
شروع یک ارتباط، یکی از مهمترین لحظههای آن ارتباط است. در همان چند جملهی اول، طرف مقابل تصویری از ما در ذهنش شکل میدهد. بنابراین اگر نتوانیم بهدرستی خودمان را معرفی کنیم، ممکن است یک فرصت ارزشمند را فقط به این دلیل از دست بدهیم که نمیدانستیم چطور دربارهی خودمان صحبت کنیم.
سخنرانی آسانسوری دقیقاً برای همین موقعیتهاست؛ اینکه بتوانیم در مدت زمانی کوتاه، خودمان و ارزشهایی را که میتوانیم برای دیگران ایجاد کنیم، به شکلی ساده و تأثیرگذار معرفی کنیم.
چون در مسیر زندگی، فرصتها همیشه منتظر ما نمیمانند. گاهی فقط چند ثانیه یا چند دقیقه فرصت داریم تا کاری کنیم که یک نفر ما را ببیند، به خاطر بسپارد و بخواهد ارتباطش را با ما ادامه دهد.
و گاهی، همین یک ارتباط کوتاه میتواند نقطهی عطفی در زندگی ما باشد.
مهارت سخنرانی آسانسوری احتمال شروع یک ارتباط رو بیشتر میکنه و قرار نیست همیشه قطعی باشه ، در ادامه درباره شانس کمی صحبت میکنیم .

داشتن شانس:
خیلی وقتها وقتی یک اتفاق خوب برای کسی میافتد، میگوییم: «چه آدم خوششانسی بود!»
اما اگر کمی دقیقتر نگاه کنیم، پشت بسیاری از این شانسها، آمادگی وجود دارد.
تصور کنید آرزوی شما دیدن آسمان پرستاره و راه شیری است. هر شب از پنجره خانهتان در تهران به آسمان نگاه میکنید، اما به دلیل نور زیاد شهر، فقط چند ستاره میبینید. آیا واقعاً بدشانس هستید؟
حالا تصور کنید درباره این موضوع تحقیق میکنید، از یک فرد باتجربه راهنمایی میگیرید و متوجه میشوید باید در زمان مناسب به منطقهای دور از نور شهر بروید. وقتی شب به آنجا میرسید، همان آسمان پر از ستارهای را میبینید که همیشه آرزویش را داشتید.
آیا شانس آوردید؟ بله؛ اما این شانس نتیجه آماده شدن و پیدا کردن مسیر درست بود.
در ارتباطات هم همین اتفاق میافتد. ممکن است یک روز بهصورت اتفاقی با فرد مهمی روبهرو شوید، اما اگر ندانید چگونه خودتان را معرفی کنید، آن فرصت خیلی زود از بین میرود.
سخنرانی آسانسوری قرار نیست برای ما معجزه کند؛ اما کمک میکند وقتی فرصتی به وجود آمد، آماده باشیم و احتمال استفاده از آن را افزایش دهیم.
ساختار اولیه این روش را از آموزشهای آقای پیام بهرامپور یاد گرفتم و با تغییراتی برای سادهتر شدن یادگیری، آن را در قالب مدل ستاره ارائه میکنم. در ادامه، این ساختار را همراه با توضیحها و مثالهایی که برای درک بهتر موضوع اضافه کردهام، بررسی میکنیم.
سخنرانی آسانسوری یعنی توانایی معرفی خود، کار یا ایدهتان در زمان کوتاه، به شکلی که مخاطب علاقهمند شود گفتوگو را ادامه دهد.
کجاها سخنرانی آسانسوری کاربرد دارد؟
سخنرانی آسانسوری در موقعیتهای مختلفی اتفاق میافتد؛ برای مثال:
. حضور در یک سمینار .
. ملاقات با مدیر یک شرکت .
. فرصتی برای صحبت در یک جلسه.
. زمانی که میخواهید یک پروژه بگیرید .
. آشنایی با افراد جدید .
. پیدا کردن شریک کاری.
. معرفی یک محصول .
. و موقعیتهای مشابه دیگر .
تفکرات اشتباه درباره سخنرانی آسانسوری :

اشتباه اول : باید نتیجه فوری بگیرم
یکی از تفکرات اشتباه رایج این است که افراد فکر میکنند باید از همان ابتدا نتیجه فوری بگیرند؛ در حالی که در بیشتر مواقع اینگونه نیست.
تصور کنید برای خواستگاری میروید و با خودتان شلوار راحتی همراه دارید، چون مطمئن هستید قرار است همان شب آنجا بمانید! این کار منطقی نیست، زیرا احتمال چنین اتفاقی بسیار کم است.
در ارتباطات نیز نباید انتظار داشته باشیم یک معرفی کوتاه، فوراً به نتیجه نهایی برسد. گاهی هدف فقط ایجاد یک ارتباط اولیه و ساختن یک فرصت برای ادامه گفتوگو است.
اشتباه دوم : باید از طرف مقابل استفاده کنم .
یکی دیگر از برداشتهای اشتباه این است که فکر کنیم هدف از ارتباط گرفتن با دیگران، استفاده کردن از آنها یا بهره بردن از موقعیتشان است.
این نگاه معمولاً نتیجه معکوس دارد. اگر مخاطب احساس کند فقط برای گرفتن چیزی به او نزدیک شدهاید، اعتمادش را از دست میدهد.
برای مثال، اینکه بعد از یک ارتباط اولیه، خیلی سریع درخواست پول یا کمک بزرگی داشته باشید، میتواند اعتبار شما را از بین ببرد.
هدف از ارتباط، ایجاد ارزش دوطرفه است؛ نه صرفاً گرفتن چیزی از دیگران.
بعضی اهداف از سخنرانی آسانسوی :
قبل از صحبت کردن، باید بدانیم هدف ما از این ارتباط چیست؛ زیرا هر معرفی کوتاهی قرار نیست به یک نتیجه مشابه برسد.
ممکن است هدف شما یکی از موارد زیر باشد:
- حفظ ارتباط
- ایجاد علاقه و حس مثبت نسبت به خودتان
- تغییر دیدگاه مخاطب
- بهیادماندنی شدن
- . ادامه پیدا کردن گفتوگو
- فروش محصول یا خدمات
چرا باید خودمان را معرفی کنیم؟
بعضی افراد فکر میکنند در ابتدای مسیر، افراد مهمی اطرافشان نیستند و فرصتی برای معرفی خود ندارند.
درست است که شاید در شروع مسیر، ارتباطهای بزرگ و مهم زیادی نداشته باشید؛ اما باید یک سؤال مهم از خودتان بپرسید:
چرا باید دیگران به من توجه کنند؟
شاید امروز فرصتهای زیادی برای معرفی خود نداشته باشید، اما همیشه ممکن است در آینده موقعیتی پیش بیاید که لازم باشد در مدت کوتاهی خودتان را معرفی کنید و تواناییهایتان را بهدرستی نشان دهید.
آیا آماده استفاده از آن فرصت هستید؟
سخنرانی آسانسوری زمانی کارآمد است که بتوانید نشان دهید چگونه میتوانید مشکلی از دیگران حل کنید.
سازندگان بازیهای کامپیوتری نیز در حال حل یک مسئله هستند؛ آنها به افراد کمک میکنند با سرگرمی، گذر زمان و تجربه لذتبخش، اوقات خود را بهتر سپری کنند.
یا سازندگان خودروهای لوکس، بخشی از نیاز افراد به دیده شدن، تجربه خاص و احساس جایگاه اجتماعی را پاسخ میدهند.
مثالهایی که مطرح شد، برای این است که متوجه شوید هر کاری که انجام میدهید، در نهایت به حل یک مسئله یا ایجاد یک ارزش برای دیگران کمک میکند.
ازدل برود هر آنکه از دیده برود : همان تجربه کاری که تعریف کردم، فقط به خاطر یک معرفی اتفاق نیفتاد؛ بلکه نتیجه یک ارتباط قبلی بود. اگر ارتباط من با آقای کرمیان حفظ نشده بود، احتمالاً زمانی که آن فرصت ایجاد شد، کسی به یاد من نمیافتاد.
پیش نیاز سخنرانی آسانسوری (شما چه جور آدمی هستید)
متوجه شدیم که برای برقراری ارتباط بهتر، باید درک درستی از افراد داشته باشیم. در این مرحله، لازم است چرایی کار خودمان را روشن کنیم. کاری که انجام میدهید چه معنایی برای شما دارد؟ از چه چیزی در آن لذت میبرید؟ چه چیزی آنقدر برایتان مهم است که حاضر باشید برایش سختیها را تحمل کنید؟
برای من، اولویت اول خدمت به مردم است؛ چون یکی از ارزشهایی است که حال دلم را بهتر میکند. اولویت دومم درآمد است که پایه مهمی در زندگی همه انسانهاست. اینکه بتوانیم دنیا را جای بهتری برای زندگی کنیم و در کنار آن درآمد هم داشته باشیم، حس بسیار خوبی ایجاد میکند.
شما چهجور آدمی هستید؟
خیلی وقتها نشان دادن رفتارهای ما باعث میشود طرف مقابل درک بهتری از شخصیت ما پیدا کند. برای مثال، اگر در آسانسور هستید و کسی در حال نزدیک شدن است، آیا جلوی بسته شدن در آسانسور را میگیرید تا او هم بتواند وارد شود؟ خدمت کردن و رفتارهای انسانی، همیشه تأثیر مثبتی در روابط ایجاد میکنند.
نحوه برخورد شما با منشی، آبدارچی، خدمه و دیگر افراد، نشاندهنده بخشی از شخصیت شماست.